منو
A+ A A-
  • دسته: اخبار
  • بازدید: 1591

 

آقای دکتر سید محمد صحفی دبیر دهمین کنفرانس بین المللی مدیریت استراتژیک در آیین افتتاح این کنفرانس  و در جمع صدها تن از اندیشمندان و پژوهشگران عرصه مدیریت راهبردی و میهمانان خارجی شرکت کننده در این کنفرانس گفت : تدوین انواع سندها و نوشتن برنامه ‏ها، بدون اعتقاد به اصل برنامه ریزی و روش‏های علمی برای اداره جامعه پیچیده کنونی ایران، و تهی بودن دستگاه‏ها از کفایت‏ها و ظرفیت‏های لازم برای عملیاتی کردن سیاست‏های راهبردی نظام راه به جایی نخواهد برد. وی ضمن اشاره به کمیت و کیفیت مقالات ارایه شده به کنفرانس و نحوه ارزیابی آنها از برنامه های آتی انجمن مدیریت راهبردی ایران در مشارکت با دولت و بخش خصوصی خبر داد. مشروح سخنرانی دبیر کنفرانس و عضو هیات مدیره انجمن مدیریت راهبردی ایران به شرح زیر است :

 خدای بزرگ را شاکرم که فرصت و امکان برگزاری پی‏ درپی ده دوره کنفرانس مدیریت استراتژیک را عنایت کرد و اینک، در آستانه ورود به دومین دهه از عمر این کنفرانس بین ‏المللی، از تمامی بانیان و موسسان انجمن مدیریت راهبردی ایران و سایر دست‏ اندرکاران طی یک دهه گذشته تشکر می‏کنم و از این که در این دوره و در میانه راه نقشی کوچکی بر عهده داشتم خوشحالم.

در ابتدای سخن،ضمن عرض خیر مقدم به تمامی شرکت کنندگان و میهمانان عالیقدر و اساتید محترمی که دعوت ستاد برگزرای و هیات مدیره انجمن مدیریت راهبردی ایران را برای حضور در کنفرانس پذیرفتند  به آگاهی عزیزان می رسانم که در این دوره در مجموع 765 مقاله علمی- پژوهشی به دبيرخانه دهمين كنفرانس بين ‏المللي مديريت استراتژيك رسید كه از میان آنها 255 مقاله دارای استانداردهای علمی لازم پذیرفته شدند. در اين كنفرانس هم‏چنین نام ‏آوران رشته مدیریت راهبردی از داخل و خارج از کشور 20 سخنرانی را ایراد خواهند کرد و حدود 30 مقاله نیز به شکل شفاهی ارایه خواهند شد.هم‏چنین 11 پانل تخصصی برای ارایه سخنرانی‏ها و مقالات در نظر گرفته و سه كارگاه تخصصي نیز پیش‏بینی شده‏اند.

کشور ما سابقه‏ ای نسبتا طولانی در تدوین برنامه ‏های درازمدت و میان‏ مدت و از جمله برنامه ‏های پنج‏ساله دارد، اما مفهوم برنامه ‏ریزی استراتژیک و به تبع آن مدیریت استراتژیک پس از پایان جنگ تحمیلی و آغاز دوران سازندگی در نظام اجرایی کشور نضج گرفت و توجه نخبگان را بیش‏تر به خود جلب و سطوح کارشناسی را در مباحث عمیق و دامنه‏ دار این رشته علمی درگیر کرد و کم‏ کم جنبه عمومی به خود گرفت. در دهه اخیر اما، به همان اندازه که مباحث راهبردی در سطح سیاست‏گذاری، حوزه کسب‏ وکار و نخبگان دانشگاهی مطرح و محل بحث و نظریه ‏پردازی بودند، در حوزه اجرا روزبه ‏روز کم‏رنگ ‏تر شدند و از این مفاهیم فاصله گرفتند تا جایی که در چند سال گذشته مکرر شنیده شد که مهم‏ترین سند راهبردی کشور، سند چشم ‏انداز بیست‏ ساله(افق 1404)، با کم ‏توجهی و یا غفلت عمدی روبه ‏رو شده است.

حال که به مهم‏ترین نماد مدیریت استراتژیک در کشور اشاره شد، لازم است یادآوری کنم که جهت‏ گیری دهمین کنفرانس مدیریت استراتژیک بیش‏تر به پژوهش‏های در حوزه کسب‏وکار معطوف است و رسیدگی به موضوع دلایل ناپیوستگی و عملیاتی نشدن راهبردهای کلان نظام(8 سال پس از ابلاغ سند چشم ‏انداز) ماموریت این کنفرانس نیست؛ اما حضور مدیران عالی‏ رتبه دستگاه‏های اجرایی و کارشناسان ارشد و پژوهشگران حوزه علوم انسانی در این کنفرانس ایجاب می‏کند که به مناسبت عبور از یک دهه برپایی کنفرانس مدیریت راهبردی، یک بار دیگر بر ضرورت ایجاد بسترهای فکری و نظری تفکر استراتژیک و نیز پیدا کردن کفایت و ظرفیت‏های اعمال مدیریت راهبردی در کشور تاکید شود؛ چرا که تدوین انواع سندها و نوشتن برنامه ‏ها، بدون اعتقاد به اصل برنامه ‏ریزی و روش‏های علمی برای اداره جامعه پیچیده کنونی ایران، و تهی بودن دستگاه‏ها از کفایت‏ها و ظرفیت‏ های لازم برای عملیاتی کردن سیاست‏های راهبردی نظام راه به جایی نخواهد برد. 

با نظر به اهداف انجمن علمی مدیریت راهبردی ایران برای تاسیس این کنفرانس، توسعه شناخت كارشناسان و مديران سطوح مختلف كشور از تازه‏ ترين تحولات و دستاوردهاي حوزه مديريت استراتژيك و آشنایی با نتایج پژوهش‏های سالانه از مهم‏ترین اهداف این حوزه دانسته شده، ولی كارشناسان و مديران بخش خصوصی که آشنایی کلی و عمومی با مفاهیم بنیادی مدیریت کسب‏وکار دارند نیز مي‏توانند با استفاده از تجربيات پژوهشي، نتایج تحقیقات تخصصی و موردکاوی‏ها و نیز بهره ‏برداری از آرا و نظرات شخصیت‏هایی که به عنوان سخنران کلیدی به کنفرانس دعوت شده ‏اند با تازه ‏ترین پژوهش‏های این حوزه آشنا شوند و به تبادل تجربه با مدیران و کارشناسان و پژوهشگران فعال در این حوزه بپردازند.

هدف دیگر برگزاری این کنفرانس توجه ویژه به رابطه مغفول‏ مانده نظریه ‏پردازی و حوزه اجراست. کنفرانس تلاش می‏کند که شکاف حوزه نظریه‏پردازی و تولید دانش را با محیط کسب‏وکار کاهش دهد و به دستگاه‏های اجرایی کشور که علاقمند به مباحث راهبردی هستند یاری می‏رساند که رویکرد استراتژیک را با استفاده از تجارب سازمان‏های دولتی و خصوصی به فرآیند مدیریت سازمان خود وارد کنند و از تجاب دیگر کشورها بهره ببرند. در این مسیر سعی برگزارکنندگان آن است که فرصت طرح مسائل و مباحث جدید، دریافت دیدگاه‏ها و تبادل تجربیات صاحب نظران و دانشگاهیان از یک سو و مدیران اجرایی و کارشناسان از سوی دیگر و موجبات به فعل رسیدن ظرفیت‏های علمی و اجرایی را با هدف نزدیک کردن سازمان‏های دولتی و خصوصی به الگوی سازمان‏های استراتژی ‏محور فراهم کنند.

در این کنفرانس سعی شده بستری برای تبادل نظر دانشگاهیان، استراتژیست‏ ها و فعالان حوزه کسب‏ وکار فراهم شود تا بتوان تاثیر رویکرد «مدیریت استراتژیک» را بر روند توسعه پایدار سیاسی و اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شتاب بخشید و جایگاه آن را در فرآیند تصمیم ‏سازی، برنامه‏ ریزی و عملیات اجرایی بنگاه ‏های اقتصادی کشور تبیین و روزآمد کرد. به علاوه کنفرانس بر آن است که به مهم‏ترین دستاوردهای نظری مدیریت استراتژیک در کشور و نیز آسیب‏های ناشی از کم ‏توجهی به مدیریت علمی در اداره کشور توجه کند.

از آن جا که «مدیریت استراتژیک» را اشراف رهبران سازمان‏ها بر سه سطح اقدام، یعنی تدوین، اجرا و ارزیابی استراتژی‏ ها، و در نگاهی متفاوت دانش و هنر تبیین، تدوین، اجرا و ارزیابی «تصمیماتی» دانسته ‏اند که به حیات و بقای «سازمان» مربوط ‏اند و به مدیران توان دست‏یابی بهتر و کم ‏هزینه‏ تر را به اهداف کوتاه‏مدت و بلندمدت عطا می‏کند و نیز با توجه به شرایط ویژه اقتصادی کشور و وجود نگرانی‏ های عمیق از عدم‏درک مسیر تحولات پرشتاب کنونی، لازم می‏دانم به مهم‏ترین پیام این کنفرانس اشاره کنم:

طبق گزارش مرکز آمار ایران، سهم بخش خدمات در اشتغال نيروی کار ايران از 2/15 درصد در سال 1355 به نزديک 50 درصد در سال 1390 رسيده و از مجموع سهم بخش‌های صنعت و کشاورزی فراتر رفته است. با نگاهی به همين روند و تغييرات مشابه در ديگر کشورها، می‌توان انتظار داشت که سهم بخش خدمات در اشتغال و توليد ناخالص داخلی در آينده باز هم افزايش يابد. با‌ وجود این، دانسته‌های ما از بخش خدمات(به عنوان مهم‌ترين بخش اقتصاد کشور) و نوآوری در اين بخش بسيار ناچيزاند.

اگر انتظار می‌رود که سهم بخش خدمات در اقتصاد کشور هم‏چنان افزايش يابد(آن‌چنان ‌که اين سهم در چهل قدرت اقتصادی برتر دنيا به 60 درصد و در آمريکا به 80 درصد رسيده است)، بايد راهکاری برای نوآوری فزاينده در آن بخش پيش پای بنگاه‌های اقتصادی گذاشت. بد نيست بدانيم که بخش خدمات پيوندی ژرف‌تر با بافت اجتماعی و فرهنگی ايران دارد و حضور رقابتی در آن برای شرکت‌های خارجی، حتی در شرايط معمول اقتصادی، بسيار دشوار است. به بيان ديگر، در فضايي که بخش‌های کشاورزی و صنعت به‏شدت زير فشار هجوم محصولات ارزان‌قيمت يا نام‌آور خارجی هستند و در اين نبرد آسيب‌پذير نشان داده‌اند، بخش خدمات به پشتوانه نوآوری‌های بومی می‌تواند جانی تازه به اقتصاد کشور بدهد و مزيت رقابتی پايدار برای بنگاه‌های ايرانی در بازارهای داخلی و حتی خارجی فراهم کند.

مشکل اين ‌جاست که ارایه خدمات با توليد محصولات و توسعه فناوری‌ها تفاوت‌هایی ماهوی دارد؛ خدمات نمود فيزيکی ندارند؛ معمولا در زمان تحويل مصرف می‌شوند؛ نمی‌توان آنها را انبار کرد و معمولا در ارایه آنها به ارتباط نزديک خدمت‌رسان و مصرف‌کننده نیاز است. بنابراين نوآوری در خدمات کاری بس چالشی است و با نوآوری در دنيای محصولات و فناوری‌ها(که با آن آشناتريم) تفاوت دارد. نوآوري در خدمات نيازمند رويكردي نو به كسب‏وكار است، اما بنگاه‌های اقتصادی کشور براي زنده ماندن و كاميابي در دوره‌اي كه خدمات هر دم پررنگ‏تر مي شوند گريزي از نوآوری و تغيير رويكردهايشان ندارند.

پروفسور هنری چسبرو، استاد نامدار دانشگاه برکلی، با مطرح کردن مفهوم "نوآوری باز خدماتی" راه‌کارهایی درخشان را برای نوآوری پيش پای بنگاه‌های خدماتی می‏گذارد و از این هم فراتر می‏رود و نگاه خدماتی به نوآوری را راه نجات بنگاه‌های توليدی محصول‌پايه در رويا‌رويي با امواج سهمگين رقابت فزاينده جهانی می‌داند. به گفته او: "خطر افتادن به دام "معمولی‌ شدن" کسب‌وکارهای محصول‌پايه را تهديد می‌کند. در اين دام، شرکت‌ها هم‏چنان به نوآوری در محصول ادامه می‌دهند تا اين‌ که در می‌يابند از اين کار سودی نمی‌برند يا سودشان بسيار ناچيز است. ايجاد تمايز در محصولات و نگه‏داشت آن، هم‌زمان با گسترش جهانی توليد و عمليات، روزبه‌روز دشوارتر و چالشی‌تر می‌شود. سرآمدی در نوآوری خدمات راهی مناسب برای گريز از دام معمولی‌ شدن است."

اگر پیام اصلی کنفرانس را "نوآوری باز خدماتی" برای بنگاه‏های اقتصادی بدانیم، به دلیل آن است که درون‏مايه مفهوم مديريت استراتژيك درک درست و جامع مزيت‏هاي رقابتي سازمان و تعامل با تحولات محیط بين‏ المللي و داخلي است كه متاسفانه به علت عدم‏توسعه چنین شناختی در اغلب سازمان‏ها استعدادهاي سرشار نیروی انسانی متخصص و سرمایه‏ های مادی و معنوی عظیم سازمان‏ها به‏ خوبی به کار گرفته نمی‏شوند و بهره‏ وری در سازمان‏ها با استاندارهای قابل ‏قبول فاصله دارد. بر این اساس، حداقل انتظاری که می‏توان از چنین کنفرانسی داشت این است که برای کمک به رفع این نقیصه فرصت لازم را برای تدوین و گردآوری پژوهش‏های مرتبط با موضوعات کنفرانس فراهم آورد؛ داوران و استادانی برجسته را برای ارزیابی مقالات دعوت کند و در ادامه، با معرفی مقالات برتر و ارایه آنها به صورت شفاهی و یا چاپ در کتاب کنفرانس، پژوهشگران این عرصه را تشویق کند. هم‏زمان این گردهمایی علمی- پژوهشی سالانه باید فرصتی را برای پاسخ‏گویي به بخشي از اين ظرفيت‏ های نهفته در نظام‏ های اداری و اجرایی کشور فراهم کند. آرزوی ما این است که این کنفرانس راه را برای موفقیت بیش‏تر بنگاه‏های اقتصادی و تعامل بیش‏تر و بهتر بخش‏های دولتی، غیردولتی و خصوصی هموار کند.

نوشتن دیدگاه